سفارش تبلیغ
صبا ویژن
If you were in my shoes - ::₪ ° کلاغه به خونه ش میرسه؟ ° ₪ ::
  • رها آزاد

    وقتی نیمه‏ی شب ساعت 12 بعد از حدود 9 ساعت وقت کشی و هدر دادن عمر روبروی این جعبه‏ی لعنتی  به اتاق کوچیک و تاریکم برمی‏گردم اتاقی که به اندازه‏ی خودم تنها و خالی و خاموشه...تازه یادم می‏افته که من هیچ دلیلی برای بودن _حتی_ندارم.می‏شد نباشم...می‏شد...این جمله‏ایه که بارها و بارها برای خودم تکرار کردم و هنوز به گوشم عجیب و تلخ میاد...
    وقتی که بعد از 31 سال دیگه نه آرزویی دارم نه امیدی نه نقشه‏ی بلاهت آمیزی برای فرداها...برای بودن چه دلیل موجهی باید بتراشم؟چطور خودم رو راضی به ادامه‏ی این زندگی‏بی معنی بکنم؟

    خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای من ،عشق من، عزیز من، هدفت از آفرینش من چی بود؟ چی بود؟چی‏بود؟نکنه پروژه بی که به من فکر کنی متوقف شده باشه؟ نکنه من از دموی یه بازی غیر قابل اجرا یا بی‏طرفدار افتادم بیرون؟؟؟؟ چرا به هر دری می‏زنم می‏بندیش؟؟؟چرا هیچ دری رو به روم باز نمی‏کنی؟مگه نمی‏گن اگر از حکمت دری رو ببندی از سر رحمت یه در دیگه‏رو باز می‏کنی چرا واسه من هم از حکمت و هم از رحمت درا رو می‏بندی؟....

    please ANSWER ME

    please ANSWER ME

    please ANSWER ME



    *


    _zoom